رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
53
در آستانه قرآن ( فارسى )
همانطور كه ملاحظه مىشود در اينجا مسألهء تاريخ گردآورى قرآن بوسيله زيد بن ثابت روشن نيست دربارهء تاريخ اين كار نيز شكى وجود دارد : يعنى وقتى زيد به كار پرداخت 15 ماه به مرگ ابو بكر مانده بود . بنابراين بيشتر قابل قبول است كه اوراق در عهد عمر پايان يافته باشد . ولى مطلب بدينجا پايان نمىپذيرد . تشكيل مصحف در موقعيتى كه عمر را به وحشت انداخت ، چه تأثيرى مىتوانست داشته باشد ؟ منطقا جامعه به مجموعهء وحيى احتياج داشت كه مورد قبول همه واقع شده و همه آن را پذيرفته باشند . آيا چنين چيزى بود ؟ هرگز ، زيرا اوراقى كه مصحف را تشكيل مىداد ملك شخصى ابو بكر و عمر بود نه ملك خليفهء رهبر جامعه « 35 » بطور كلى مسأله بدين مىماند كه خليفهء اول و جانشين او ، مشكل فقدان يك مجموعهء كامل وحى را احساس كرده و به يكى از كاتبان وحى كه باوفاتر از همه بود و سابقا نيز بوسيله محمد ( ص ) به اين كار گماشته شده بود مأموريت مىدهند كه مجموعهاى از وحى را براى ايشان تهيهء نمايد . در اينجا مىتوانيم از خود بپرسيم كه آيا ابتكار عمر خواه به موافقت و تأييد ابو بكر رسيده باشد و يا نه - علت ديگرى نداشته است ؟ مثلا ميل شخصى او به داشتن يك مصحف
--> كازانوا مراجعه شود . روايتهاى جمعآورى آيات به صورت يك مجلد ، از هفت طريق نقل شده است . اينها بطور كلى مىگويند : « ابو بكر كسى است كه دربارهء آنچه مربوط به مجلدات ( قرآن ) انجام شده حداكثر شايستگى را دارد . زيرا او نخستين كسى است كه گردآورى كرده ، آنچه را كه ميان دو جلد ( بين اللوحين ) قرار دارد . » ( ابن ابى داود : 5 . ) ( 35 ) اين مطلب به اين حقيقت تأييد شده است كه وقتى خليفهء سوم عثمان به دومين گردآورى مىپردازد ، پس از انجام كار ، اين اوراق ( صحف ) به حفصه دختر عمو عودت داده مىشود . ر ك . ابن ابى داود 9 . ( با وجود اينها ، كار ابو بكر از روى احتياط بود . كارى بود كه براى آينده انجام شد تا در آينده نسخهاى هم از آنها وجود داشته باشد . م )